auszuführen
اجرا کردن، انجام دادن، صادر کردن، بیرون بردن (سگ)
Bedeutungen
1
Akkusativ
انجام دادن یا پیادهسازی یک دستور، طرح، وظیفه یا پروژه طبق برنامه یا دستورالعملهای مشخص، اغلب در زمینههای نظامی، اداری یا فنی.
- Der General gab den Befehl, die strategische Operation unverzüglich auszuführen.ژنرال دستور اجرای فوری عملیات استراتژیک را صادر کرد.
- Die Architekten müssen ihre Entwürfe exakt nach den Vorgaben des Bauherrn ausführen.معماران باید طرحهای خود را دقیقاً مطابق با مشخصات کارفرما اجرا کنند.
2
Akkusativ
توضیح دادن، تشریح کردن یا شرح دادن جزئیات یک موضوع، ایده یا فرآیند به طور کامل و دقیق.
- Der Professor bat den Studenten, seine Forschungsergebnisse detailliert auszuführen.استاد از دانشجو خواست تا نتایج تحقیقات خود را به تفصیل شرح دهد.
- In seinem Essay versucht der Autor, die philosophischen Implikationen des Textes auszuführen.نویسنده در مقاله خود تلاش میکند تا دلالتهای فلسفی متن را تشریح کند.