auszuhändigen
تحویل دادن، تسلیم کردن، واگذار کردن
Bedeutungen
1
Dativ (Empfänger) + Akkusativ (Objekt)
دادن رسمی یا تحویل دادن یک شیء، سند یا مدرک به شخص دیگر، معمولاً در چارچوب قانونی، اداری یا رسمی.
- Der Beamte musste dem Antragsteller die genehmigten Dokumente persönlich aushändigen.کارمند مجبور بود اسناد تأیید شده را شخصاً به متقاضی تحویل دهد.
- Nach der Zeremonie händigte der Rektor den Absolventen ihre Abschlusszeugnisse aus.پس از مراسم، رئیس دانشگاه مدارک فارغالتحصیلی را به فارغالتحصیلان سپرد.