auszuhärten

Aussprache: /ˌaʊ̯st͡suːˈhɛʁtn̩/
Worttrennung: aus·zu·här·ten
Erweiterter Infinitiv

سخت کردن، سفت کردن، مقاوم کردن (مواد)

Bedeutungen

1 Akkusativ

افزایش سختی، مقاومت یا دوام یک ماده (مانند فلز، پلاستیک) از طریق فرآیندهای حرارتی یا شیمیایی.

  • Das Metall muss in einem speziellen Ofen ausgehärtet werden, um seine Belastbarkeit zu erhöhen.فلز باید در کوره مخصوصی سخت شود تا استحکام آن افزایش یابد.
  • Die Oberflächenbeschichtung wird durch UV-Licht ausgehärtet und erhält dadurch ihre Kratzfestigkeit.پوشش سطح توسط نور UV سخت می‌شود و در نتیجه مقاومت آن در برابر خراش را به دست می‌آورد.
2 Akkusativ

به طور استعاری، مقاوم کردن خود یا دیگران در برابر سختی‌ها، مشکلات یا شرایط دشوار؛ خو گرفتن به رنج.

  • Die jahrelange Erfahrung im Krisengebiet hat ihn gelehrt, sich mental auszuhärten.تجربه سال‌ها در منطقه بحرانی به او آموخت که از نظر روانی خود را مقاوم کند.
  • Manche argumentieren, dass strenge Erziehung Kinder darauf vorbereitet, sich gegen die Härten des Lebens auszuhärten.برخی استدلال می‌کنند که تربیت سختگیرانه کودکان را برای مقاوم شدن در برابر سختی‌های زندگی آماده می‌کند.