auszukühlenden
که باید خنک شود، که باید سرد شود
Bedeutungen
1
intransitiv, als Adjektiv
شکل صفت مفعولی با 'zu' (zu-Partizip) از فعل 'auskühlen' که به معنای 'چیزی که باید سرد شود' یا 'در حال سرد شدن' است.
- Die auszukühlenden Getränke wurden in den Kühlschrank gestellt.نوشیدنیهایی که باید سرد میشدند، در یخچال گذاشته شدند.
- Es gab noch einige auszukühlende Teile in der Produktion.هنوز چند قطعه در تولید وجود داشت که باید سرد میشدند.