auszuklabüstern
طرحریزی کردن، نقشه کشیدن (مصدر با zu)
Bedeutungen
1
Akkusativ
تلاش برای فهمیدن یا کشف کردن یک موضوع پیچیده، مرموز یا دشوار از طریق تحقیق، تفکر عمیق یا تجزیه و تحلیل دقیق؛ رمزگشایی کردن یک معما یا مسئله بغرنج.
- Es gelang ihm nicht, die genauen Motive des Täters auszuklabüstern, obwohl er wochenlang recherchierte.او نتوانست انگیزههای دقیق مجرم را کشف کند، اگرچه هفتهها تحقیق کرد.
- Die Wissenschaftler arbeiten daran, die komplexen Wechselwirkungen in diesem Ökosystem auszuklabüstern.دانشمندان در تلاشند تا تعاملات پیچیده در این اکوسیستم را رمزگشایی کنند.