auszulöffeln

Aussprache: /ˈaʊstsuːlœfəln/
Worttrennung: aus·zu·löf·feln
Erweiterter Infinitiv

قاشق قاشق خوردن، به طور کامل مصرف کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

مجبور بودن به تحمل پیامدهای ناخوشایند یا دشوار اعمال یا تصمیمات خود، اغلب بدون امکان گریز؛ تاوان چیزی را پس دادن.

  • Nachdem er die riskante Investition getätigt hatte, musste er die Konsequenzen bis zum bitteren Ende auslöffeln.پس از اینکه سرمایه‌گذاری پرخطر را انجام داد، مجبور بود تا پایان تلخ پیامدهای آن را تحمل کند.
  • Die Regierung muss nun die durch die Vorgänger verursachten wirtschaftlichen Probleme auslöffeln.دولت اکنون باید مشکلات اقتصادی ناشی از دولت‌های پیشین را تاوان پس دهد.