auszulichten
روشن کردن، نورانی کردن (مکان)، پراکنده کردن (جمعیت، مه)
Bedeutungen
1
Akkusativ
درختان یا گیاهان را با بریدن شاخهها یا حذف برخی از آنها، تنکتر و روشنتر کردن.
- Der Förster muss den Wald auslichten, um das Wachstum der jungen Bäume zu fördern.جنگلبان باید جنگل را تنک کند تا رشد درختان جوان را تقویت کند.
- Wir haben die Hecke ausgelichtet, damit mehr Licht in den Garten fällt.ما پرچین را هرس کردیم تا نور بیشتری به باغ بتابد.
2
Akkusativ
چیزی را واضحتر یا قابل فهمتر کردن، ابهامات را برطرف کردن.
- Er versuchte, die verworrene Situation auszulichten.او تلاش کرد وضعیت پیچیده را روشن کند.
- Eine gute Erklärung kann viele Missverständnisse auslichten.یک توضیح خوب میتواند بسیاری از سوءتفاهمها را برطرف کند.