auszulosen
قرعهکشی کردن، انتخاب کردن (با قرعه)
Bedeutungen
1
Akkusativ
با استفاده از قرعه یا شانس، چیزی یا کسی را انتخاب کردن.
- Die Gewinner wurden per Zufall ausgelost.برندگان به صورت تصادفی قرعهکشی شدند.
- Wir müssen noch auslosen, wer den ersten Vortrag hält.ما هنوز باید قرعهکشی کنیم که چه کسی اولین سخنرانی را انجام میدهد.