auszupfen
کندن، درآوردن (با حرکت ناگهانی)
Beispiele
- Meist lassen sich Äpfel, Birnen und Zwetschgen gut mit der Hand ''auszupfen.سیبها، گلابیها و آلوها معمولاً به خوبی با دست کنده میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با کشیدن یا کندن (معمولاً با موچین یا انگشتان) از جایی خارج کردن
- Sie zupft sich die Augenbrauen aus.او ابروهایش را میکَنَد.
- Ich muss das Unkraut aus dem Garten auszupfen.من باید علفهای هرز را از باغچه بیرون بکشم.