auszuprägen

Aussprache: /ˈaʊ̯st͡suːˌpʁɛːɡn̩/
Worttrennung: aus·zu·prä·gen
Erweiterter Infinitiv

شکل دادن، بارز کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

تأثیر قابل توجه و ماندگاری بر چیزی یا کسی گذاشتن، به گونه‌ای که آن را مشخص و متمایز کند.

  • Die Erfahrungen der Kindheit prägen die Persönlichkeit eines Menschen nachhaltig aus.تجربیات دوران کودکی به طور پایدار شخصیت یک فرد را شکل می‌دهند.
  • Die politische Landschaft wurde durch diese Ereignisse tiefgreifend ausgeprägt.چشم‌انداز سیاسی به طور عمیقی تحت تأثیر این وقایع قرار گرفت و مشخص شد.
2 Akkusativ

چیزی را به وضوح و با جزئیات دقیق بیان کردن یا نشان دادن.

  • Der Künstler prägte seine Vision mit bemerkenswerter Klarheit aus.هنرمند دیدگاه خود را با وضوح قابل توجهی بیان کرد.
  • Die neue Verordnung prägt die zukünftigen Geschäftsmodelle deutlich aus.آیین‌نامه جدید به وضوح مدل‌های کسب‌وکار آینده را مشخص می‌کند.