auszuräumen
خالی کردن، مرتب کردن، از بین بردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
پاک کردن و خالی کردن کامل یک فضا از اشیاء یا محتویات آن، اغلب با هدف تمیز کردن یا آمادهسازی برای استفادهای دیگر.
- Die Hausangestellten mussten die gesamte Wohnung für die Renovierungsarbeiten ausräumen.خدمتکاران خانه مجبور بودند کل آپارتمان را برای کارهای نوسازی تخلیه کنند.
- Nach dem Umzug räumte er die letzten Kisten aus dem Keller aus.پس از اسبابکشی، او آخرین جعبهها را از زیرزمین بیرون آورد.
2
Akkusativ
رفع کردن، برطرف کردن یا از بین بردن کامل یک موضوع، ایده، یا وضعیت منفی مانند شک، اتهام، یا سوءتفاهم.
- Der Anwalt bemühte sich, alle Zweifel an der Unschuld seines Mandanten auszuräumen.وکیل تلاش کرد تا تمام شک و تردیدها در مورد بیگناهی موکلش را برطرف کند.
- Es gelang ihm, die falschen Anschuldigungen gegen seine Person vollständig auszuräumen.او موفق شد اتهامات نادرست علیه خود را به طور کامل رد کند.