auszuräumen

Aussprache: /ˈaʊ̯st͡suːˌʁɔɪ̯mən/
Worttrennung: aus·zu·räu·men
Erweiterter Infinitiv

خالی کردن، مرتب کردن، از بین بردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

پاک کردن و خالی کردن کامل یک فضا از اشیاء یا محتویات آن، اغلب با هدف تمیز کردن یا آماده‌سازی برای استفاده‌ای دیگر.

  • Die Hausangestellten mussten die gesamte Wohnung für die Renovierungsarbeiten ausräumen.خدمتکاران خانه مجبور بودند کل آپارتمان را برای کارهای نوسازی تخلیه کنند.
  • Nach dem Umzug räumte er die letzten Kisten aus dem Keller aus.پس از اسباب‌کشی، او آخرین جعبه‌ها را از زیرزمین بیرون آورد.
2 Akkusativ

رفع کردن، برطرف کردن یا از بین بردن کامل یک موضوع، ایده، یا وضعیت منفی مانند شک، اتهام، یا سوءتفاهم.

  • Der Anwalt bemühte sich, alle Zweifel an der Unschuld seines Mandanten auszuräumen.وکیل تلاش کرد تا تمام شک و تردیدها در مورد بی‌گناهی موکلش را برطرف کند.
  • Es gelang ihm, die falschen Anschuldigungen gegen seine Person vollständig auszuräumen.او موفق شد اتهامات نادرست علیه خود را به طور کامل رد کند.