autogroß
به اندازه ماشین
Bedeutungen
1
به اندازهای بزرگ که قابل مقایسه با ابعاد یک ماشین باشد.
- Der Container war fast autogroß.کانتینر تقریباً به اندازه یک ماشین بود.
- Sie kauften ein Sofa, das autogroß war und kaum in den Transporter passte.آنها یک مبل به اندازه ماشین خریدند که به سختی در ون جا میشد.
- Der Fernseher war riesig, fast autogroß.تلویزیون غولپیکر بود، تقریباً به اندازه یک ماشین.