autopsieren
کالبدشکافی کردن
Beispiele
- Er ''hatte'' sie Anfang Dezember selbst ''autopsiert.او در اوایل دسامبر خودش کالبدشکافی آنها را انجام داد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
جسد را برای تعیین علت مرگ یا بررسی بیماریها تشریح کردن؛ کالبدشکافی کردن.
- Der Gerichtsmediziner wird den Leichnam autopsieren.پزشک قانونی جسد را کالبدشکافی خواهد کرد.
- Man hat den Körper des Verstorbenen autopsiert, um die Todesursache festzustellen.جسد متوفی را کالبدشکافی کردند تا علت مرگ را مشخص کنند.
2
Akkusativ
(مجازی، کمتر رایج) چیزی را به دقت و جزئیات بررسی و تحلیل کردن.
- Man könnte das Projekt im Nachhinein autopsieren, um Fehler zu finden.میتوان پروژه را پس از اتمام برای یافتن خطاها به دقت بررسی کرد.
- Die Kritiker autopsierten jedes Detail des Films.منتقدان هر جزئیات فیلم را به دقت تحلیل کردند.