avantgardistisch
آوانگارد، پیشرو، پیشگام
Bedeutungen
1
پیشرو و نوآور در هنر، فرهنگ یا ایدهها؛ معمولاً با سنتها در تضاد است و راههای جدیدی را امتحان میکند.
- Die Band ist bekannt für ihre avantgardistische Musik.این گروه موسیقی به خاطر موسیقی آوانگارد خود شناخته شده است.
- Sein Kleidungsstil war sehr avantgardistisch.سبک لباس پوشیدن او بسیار پیشرو بود.
- Das Museum zeigte eine Ausstellung mit avantgardistischen Kunstwerken.این موزه نمایشی از آثار هنری پیشگام را به نمایش گذاشت.