aversionierten
منزجر شدند، بیزار شدند / منزجر میشدند، بیزار میشدند
Bedeutungen
1
gegen + Akkusativ
داشتن احساس عمیق بیزاری، انزجار یا مخالفت شدید نسبت به یک فرد، ایده، یا فعالیت.
- Er aversionierte entschieden gegen jede Form von politischer Unterdrückung und Zensur.او به شدت از هرگونه سرکوب سیاسی و سانسور بیزاری میجست.
- Die Bevölkerung aversionierte gegen die geplante Steuererhöhung, da sie als ungerecht empfunden wurde.مردم از افزایش مالیات برنامهریزی شده اکراه داشتند، زیرا آن را ناعادلانه میدانستند.