axiomatisch

Aussprache: /ˌaksioˈmaːtɪʃ/
Worttrennung: axio·ma·tisch
صفت

بدیهی، اصول موضوعه‌ای، بر پایه اصول موضوعه

Bedeutungen

1

بر اساس اصول موضوعه یا بدیهیات بنا شده؛ غیرقابل اثبات یا رد در چارچوب خود، اما به عنوان مبنای استدلال پذیرفته شده.

  • Die Mathematik basiert auf axiomatischen Grundlagen.ریاضیات بر پایه‌های بدیهی بنا شده است.
  • Seine Argumentation war rein axiomatisch und ließ keine Zweifel zu.استدلال او کاملاً بدیهی بود و هیچ شکی باقی نمی‌گذاشت.
  • Wir müssen von diesen axiomatischen Annahmen ausgehen, um das Problem zu lösen.ما باید از این فرضیات بدیهی شروع کنیم تا مسئله را حل کنیم.