axiomatisieren

Aussprache: /aksi̯omaˈtiːziːrən/
Worttrennung: axio·ma·ti·sie·ren
فعل

اصل موضوعی کردن, بدیهی فرض کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas axiomatisieren)

یک سیستم، نظریه یا مجموعه اصول را بر پایه اصول موضوعه (اصول بدیهی و اثبات‌ناپذیر) بنا نهادن؛ اصل موضوعی کردن.

  • Die Mathematiker versuchten, die Geometrie zu axiomatisieren.ریاضی‌دانان تلاش کردند هندسه را اصل موضوعی کنند.
  • Es ist wichtig, die Grundlagen einer Theorie zu axiomatisieren.مهم است که مبانی یک نظریه را بر پایه اصول موضوعه قرار دهیم.