backen
پختن (نان، شیرینی و غیره)
Beispiele
- Ich ''backe'' gerade Brot.من دارم نان میپزم.
- Mutter ''bäckt'' Plätzchen und Kuchen.مادر شیرینی و کیک میپزد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(نان، کیک، شیرینی) پختن در فر
- Meine Mutter backt jeden Sonntag Kuchen.مادرم هر یکشنبه کیک میپزد.
- Wir haben Plätzchen gebacken.ما شیرینی پختیم.
2
(intransitiv)
(به طور کلی) پخت و پز کردن (در فر)
- Sie backt gern.او دوست دارد آشپزی کند/بپزد.
- Der Bäcker backt frisches Brot.نانوا نان تازه میپزد.