backen

Aussprache: /ˈbakn̩/
Worttrennung: ba·cken
فعل

پختن (نان، شیرینی و غیره)

Beispiele

  • Ich ''backe'' gerade Brot.من دارم نان می‌پزم.
  • Mutter ''bäckt'' Plätzchen und Kuchen.مادر شیرینی و کیک می‌پزد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(نان، کیک، شیرینی) پختن در فر

  • Meine Mutter backt jeden Sonntag Kuchen.مادرم هر یکشنبه کیک می‌پزد.
  • Wir haben Plätzchen gebacken.ما شیرینی پختیم.
2 (intransitiv)

(به طور کلی) پخت و پز کردن (در فر)

  • Sie backt gern.او دوست دارد آشپزی کند/بپزد.
  • Der Bäcker backt frisches Brot.نانوا نان تازه می‌پزد.