zubinden
بستن (با بند)، گره زدن، چشمبند زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas zubinden)
چیزی را با گره زدن یا بستن محکم کردن یا مسدود کردن (مثلاً کفش، کیسه، بسته).
- Er band seine Schuhe fest zu.او کفشهایش را محکم بست.
- Bitte binden Sie die Tüte gut zu.لطفاً کیسه را خوب ببندید.
2
Dativ (jemandem) + Akkusativ (die Augen) (die Augen zubinden)
چشم کسی را بستن، چشمبند زدن.
- Man band ihm die Augen zu, bevor er in den Raum geführt wurde.قبل از اینکه او را به اتاق ببرند، چشمهایش را بستند.
- Die Kinder spielten 'Blinde Kuh' und verbanden sich gegenseitig die Augen.بچهها 'گرگم به هوا' بازی میکردند و چشمهای یکدیگر را میبستند.