bärengleich
خرسمانند، شبیه خرس
Bedeutungen
1
دارای ظاهر، اندازه یا رفتار شبیه به خرس.
- Der Mann war groß und stämmig, fast bärengleich.مرد قد بلند و تنومند بود، تقریباً شبیه خرس.
- Das Kind umarmte seinen Teddybären mit bärengleicher Kraft.کودک با قدرتی خرسمانند، خرس عروسکیاش را در آغوش گرفت.
- Der Schauspieler spielte einen bärengleichen Charakter, der tollpatschig, aber gutmütig war.بازیگر نقشی خرسمانند را بازی کرد که دست و پا چلفتی اما خوشقلب بود.