bergen

Aussprache: /ˈbɛrɡn̩/
Worttrennung: ber·gen
فعل

نجات دادن، بیرون کشیدن و ایمن کردن، پنهان کردن

Beispiele

  • Das Wrack konnte noch immer nicht ''geborgen'' werden.لاشه کشتی هنوز هم نتوانسته بود نجات داده شود (بیرون کشیده شود).
  • Eine US-Spezialfirma will das vor der Toskana havarierte Kreuzfahrtschiff "Costa Concordia" binnen eines Jahres ''bergen.یک شرکت تخصصی آمریکایی می‌خواهد کشتی تفریحی سانحه‌دیده در سواحل توسکانی، یعنی "کاستا کونکوردیا" را ظرف یک سال نجات دهد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را از خطر، آب یا زیر آوار نجات دادن یا بیرون آوردن.

  • Die Feuerwehr konnte die Verletzten aus dem brennenden Haus bergen.آتش‌نشانی توانست مجروحان را از خانه در حال سوختن نجات دهد.
  • Nach dem Unfall wurden die Wrackteile aus dem Fluss geborgen.پس از حادثه، قطعات لاشه از رودخانه بیرون کشیده شد.
2 Akkusativ

پنهان کردن، مخفی نگه داشتن (معمولاً در مورد راز یا خطر).

  • Der Wald birgt viele Geheimnisse.جنگل رازهای زیادی را در خود پنهان کرده است.
  • Das Meer birgt unzählige Schätze.دریا گنج‌های بی‌شماری را در خود جای داده است.
3 Akkusativ

دربرداشتن، شامل بودن (معمولاً در مورد خطر، مزیت و غیره).

  • Diese Entscheidung birgt große Risiken.این تصمیم خطرات بزرگی را در بر دارد.
  • Die Aufgabe birgt einige Schwierigkeiten.این وظیفه شامل برخی دشواری‌هاست.