aufbersten
ترکیدن، شکافته شدن، انفجار
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به طور ناگهانی و با فشار زیاد شکافته شدن یا ترکیدن.
- Der alte Topf barst unter dem Druck auf.قابلمه قدیمی زیر فشار ترکید.
- Die Hülle des Geräts ist aufgeborsten.پوشش دستگاه شکافته شده است.