herbitten

Aussprache: /ˈhɛɐ̯ˌbɪtn̩/
Worttrennung: her·bit·ten
فعل

درخواست کردن, دعوت کردن به داخل, فراخواندن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas herbitten)

کسی را به جایی دعوت کردن یا خواستن که به سمت گوینده بیاید (معمولاً رسمی یا قدیمی)

  • Der Gastgeber bat die Gäste herein.میزبان مهمانان را به داخل دعوت کرد.
  • Er bat mich her, um mir etwas Wichtiges zu erzählen.او مرا فراخواند تا چیز مهمی به من بگوید.
2 Akkusativ (jemanden / etwas herbitten)

چیزی را خواستن که به اینجا آورده شود (کمتر رایج و رسمی)

  • Ich hätte gern noch ein Glas Wasser hergebeten.من دوست داشتم یک لیوان آب دیگر درخواست کنم که بیاورند.
  • Der König bat die Krone her.پادشاه تاج را خواست که به اینجا بیاورند.