wegbitten
با ادب و احترام کسی را مرخص کردن، دعوت به رفتن کردن
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ)
با خواهش یا درخواست مؤدبانه از کسی خواستن که یک مکان را ترک کند یا از آنجا دور شود.
- Er bat seine Besucher höflich weg, da er müde war.او با ادب از بازدیدکنندگانش خواست که بروند، چون خسته بود.
- Nach dem langen Gespräch bat sie ihn, sie nun endlich wegzubitten.پس از گفتگوی طولانی، او از او خواست که بالاخره او را مرخص کند.