wegbitten

Aussprache: /ˈvɛkˌbɪtn̩/
Worttrennung: weg·bit·ten
فعل

با ادب و احترام کسی را مرخص کردن، دعوت به رفتن کردن

Bedeutungen

1 jemanden (Akkusativ)

با خواهش یا درخواست مؤدبانه از کسی خواستن که یک مکان را ترک کند یا از آنجا دور شود.

  • Er bat seine Besucher höflich weg, da er müde war.او با ادب از بازدیدکنندگانش خواست که بروند، چون خسته بود.
  • Nach dem langen Gespräch bat sie ihn, sie nun endlich wegzubitten.پس از گفتگوی طولانی، او از او خواست که بالاخره او را مرخص کند.