bätzen
با مادهای خمیری یا چسبناک ور رفتن/بازی کردن
Beispiele
- Da hat er wieder was zum ''Bätzen'' gefunden.او دوباره چیزی برای ور رفتن پیدا کرده بود.
Bedeutungen
1
Akkusativ (Dialekt)
در برخی گویشها به معنای زدن یا کوبیدن چیزی است. در آلمانی استاندارد رایج نیست.
- Im Dialekt kann man sagen: 'Er bätzt den Ball.در گویش محلی میتوان گفت: 'او توپ را میزند.
- Dieses Wort ist im Hochdeutschen kaum bekannt.این کلمه در آلمانی معیار تقریباً ناشناخته است.