bätzen

Aussprache: /ˈbɛt͡sn̩/
Worttrennung: bät·zen
فعل

با ماده‌ای خمیری یا چسبناک ور رفتن/بازی کردن

Beispiele

  • Da hat er wieder was zum ''Bätzen'' gefunden.او دوباره چیزی برای ور رفتن پیدا کرده بود.

Bedeutungen

1 Akkusativ (Dialekt)

در برخی گویش‌ها به معنای زدن یا کوبیدن چیزی است. در آلمانی استاندارد رایج نیست.

  • Im Dialekt kann man sagen: 'Er bätzt den Ball.در گویش محلی می‌توان گفت: 'او توپ را می‌زند.
  • Dieses Wort ist im Hochdeutschen kaum bekannt.این کلمه در آلمانی معیار تقریباً ناشناخته است.