abbäumen

Aussprache: /ˈapˌbɔɪ̯mən/
Worttrennung: ab·bäu·men
فعل

پارچه را از میله پارچه‌بافی جدا کردن؛ از درخت پریدن/بالا رفتن، همچنین: توسط شکارچی/باد از درخت پایین انداخته شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

(اسب) روی دو پای عقب بلند شدن، سرکشی کردن

  • Das Pferd bäumte sich vor Angst auf.اسب از ترس روی دو پایش بلند شد.
  • Der Hengst bäumte sich, als er den Reiter abwarf.نریان، وقتی سوار را انداخت، سرکشی کرد.