bäurisch
دهاتیوار، روستاییوار (معمولاً با بار معنایی تحقیرآمیز: بیادبانه، زمخت)
Bedeutungen
1
به سبک روستاییان یا دهقانان؛ اغلب با بار معنایی منفی برای توصیف رفتار، ظاهر یا عادات زمخت، بیادبانه، ناپسند یا بیفرهنگ.
- Seine bäurische Art zu essen beleidigte die Gastgeber.روش دهاتیوار او در غذا خوردن، میزبانان را آزرد.
- Sie wies seine bäurischen Witze entschieden zurück.او شوخیهای زمخت او را قاطعانه رد کرد.
- Der Ausdruck in seinen Augen war bäurisch und ungeschliffen.حالت چشمانش روستایی و بیپرداخت بود.
2
گاهی اوقات بدون بار معنایی منفی، صرفاً به معنای مرتبط با روستا یا زندگی روستایی.
- Das Haus hatte einen bäurischen Charme mit seinen Holzbalken.خانه با تیرهای چوبیاش، جذابیت روستایی داشت.
- Sie bevorzugte die bäurische Küche gegenüber der feinen Gastronomie.او غذاهای روستایی را به غذاهای اشرافی ترجیح میداد.
- Der bäurische Kalender zeigte die wichtigsten landwirtschaftlichen Termine an.تقویم روستایی، مهمترین تاریخهای کشاورزی را نشان میداد.