böhmische Dörfer
چیزی که کاملاً ناآشنا یا غیرقابلفهم است (مثل «برایم چینی حرف میزنی»)
Bedeutungen
1
اصطلاحی که برای توصیف چیزی به کار میرود که برای شنونده کاملاً ناآشنا، پیچیده و غیرقابل درک است؛ مانند زبانی بیگانه.
- Er hat versucht, mir die Quantenphysik zu erklären, aber das waren für mich nur böhmische Dörfer.او سعی کرد فیزیک کوانتوم را برایم توضیح دهد، اما برای من کاملاً نامفهوم بود.
- Die technischen Details des neuen Programms sind für mich böhmische Dörfer.جزئیات فنی برنامه جدید برای من کاملاً ناآشناست.
- Als der Arzt mir die Diagnose erklärte, verstand ich nur Bahnhof – das waren böhmische Dörfer.وقتی دکتر تشخیص را برایم توضیح داد، من فقط گیج شده بودم – کاملاً نامفهوم بود.