bölken

Aussprache: /ˈbœlkn̩/
Worttrennung: böl·ken
فعل

بع‌بع کردن (گوسفند)، فریاد زدن، داد و بیداد کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با صدای بلند، خشن و اغلب ناخوشایند فریاد زدن یا نعره زدن (مانند حیوانات یا افراد عصبانی).

  • Die Schafe bölkten laut auf der Weide.گوسفندان در مرتع با صدای بلند بع‌بع می‌کردند.
  • Der betrunkene Mann bölkte die ganze Nacht.مرد مست تمام شب فریاد و داد و بیداد می‌کرد.