böllern

Aussprache: /ˈbœlɐn/
Wortzerlegung: böl·lern
فعل

ترقه در کردن، با صدای بلند شلیک کردن

Beispiele

  • Da ''böllert'' schon Feuerwerk.آنجا از همین حالا آتش‌بازی با صدای بلند در حال انجام است.

Bedeutungen

1 N/A

با ترقه یا مواد منفجره کوچک سر و صدا ایجاد کردن، آتش‌بازی کردن.

  • Zu Silvester wird in vielen Städten geböllert.در شب سال نو در بسیاری از شهرها ترقه می‌زنند.
  • Die Kinder böllerten mit kleinen Knallfröschen.بچه‌ها با ترقه‌های کوچک آتش‌بازی می‌کردند.
2 N/A

شلیک کردن با سلاح گرم به گونه‌ای که صدای بلندی ایجاد شود.

  • Die Jäger böllerten in den Wald, um die Tiere aufzuscheuchen.شکارچیان در جنگل شلیک کردند تا حیوانات را فراری دهند.
  • Es wurde geböllert, um den Beginn der Feierlichkeiten zu markieren.شلیک شد تا آغاز جشن‌ها را نشان دهد.