börnen
سوختن، آتش گرفتن؛ (حیوان را) به سر چاه بردن برای نوشیدن
Bedeutungen
1
haben (بدون مفعول)
آتش گرفتن، سوختن، شعلهور شدن.
- Das Holz börnt im Feuer.چوب در آتش میسوزد.
- Die Kerze börnte langsam nieder.شمع به آرامی پایین میسوخت.
2
haben + Akkusativ (حیوان)
حیوان (به ویژه اسب) را برای نوشیدن به سر چاه یا گودال آب بردن.
- Der Bauer börnte sein Pferd am Brunnen.کشاورز اسبش را کنار چاه برد تا آب بنوشد.
- Man muss die Tiere zum Wasser börnen, wenn sie Durst haben.باید حیوانات را وقتی تشنه هستند به سمت آب برد تا بنوشند.