börnen

Aussprache: /ˈbœʁnən/
Worttrennung: bör·nen
فعل

سوختن، آتش گرفتن؛ (حیوان را) به سر چاه بردن برای نوشیدن

Bedeutungen

1 haben (بدون مفعول)

آتش گرفتن، سوختن، شعله‌ور شدن.

  • Das Holz börnt im Feuer.چوب در آتش می‌سوزد.
  • Die Kerze börnte langsam nieder.شمع به آرامی پایین می‌سوخت.
2 haben + Akkusativ (حیوان)

حیوان (به ویژه اسب) را برای نوشیدن به سر چاه یا گودال آب بردن.

  • Der Bauer börnte sein Pferd am Brunnen.کشاورز اسبش را کنار چاه برد تا آب بنوشد.
  • Man muss die Tiere zum Wasser börnen, wenn sie Durst haben.باید حیوانات را وقتی تشنه هستند به سمت آب برد تا بنوشند.