bösartig
بدجنس، بدخواه، بدخیم (پزشکی)
Bedeutungen
1
بدخواه، بدجنس؛ دارای نیت بد.
- Sein Kommentar war absichtlich bösartig.نظر او عمداً بدخواهانه بود.
- Sie hat eine bösartige Natur und verbreitet gerne Gerüchte.او طبیعتی بدجنس دارد و دوست دارد شایعه پراکنی کند.
- Das war eine bösartige Lüge, um ihn zu verletzen.این یک دروغ بدخواهانه برای آسیب رساندن به او بود.
2
بدخیم؛ سرطانی (در پزشکی).
- Der Arzt diagnostizierte einen bösartigen Tumor.پزشک تومور بدخیم را تشخیص داد.
- Die Krankheit kann bösartig verlaufen.این بیماری میتواند به صورت بدخیم پیشرفت کند.
- Es ist wichtig, bösartige von gutartigen Tumoren zu unterscheiden.تشخیص تومورهای بدخیم از خوشخیم مهم است.