böschen
شیببندی کردن، خاکریزی کردن (برای ایجاد شیب)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به چیزی شیب دادن، به ویژه در مهندسی عمران برای ایجاد پایداری در خاکریزها یا گودالها
- Der Ingenieur muss den Hang böschen, um Erdrutsche zu verhindern.مهندس باید شیب تپه را تنظیم کند تا از رانش زمین جلوگیری شود.
- Die Böschung wurde sorgfältig geböscht, um die Stabilität zu gewährleisten.خاکریز با دقت شیبدار شد تا پایداری آن تضمین شود.