böschen

Aussprache: /ˈbøːʃn̩/
Wortzerlegung: bö·schen
فعل

شیب‌بندی کردن، خاک‌ریزی کردن (برای ایجاد شیب)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به چیزی شیب دادن، به ویژه در مهندسی عمران برای ایجاد پایداری در خاکریزها یا گودال‌ها

  • Der Ingenieur muss den Hang böschen, um Erdrutsche zu verhindern.مهندس باید شیب تپه را تنظیم کند تا از رانش زمین جلوگیری شود.
  • Die Böschung wurde sorgfältig geböscht, um die Stabilität zu gewährleisten.خاکریز با دقت شیب‌دار شد تا پایداری آن تضمین شود.