abböschen

Aussprache: /ˈapˌbœʃn̩/
Worttrennung: ab·bö·schen
فعل

شیب‌دار کردن، خاک‌ریزی شیب‌دار زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas abböschen)

یک سطح عمودی را به صورت شیب‌دار درآوردن یا یک شیب (بوشونگ) ایجاد کردن، معمولاً در کارهای خاکی یا ساختمانی.

  • Die Bauarbeiter mussten die Böschung des Dammes abböschen.کارگران ساختمانی مجبور بودند شیب خاکریز را شیب‌دار کنند.
  • Der Graben wurde tief ausgehoben und die Seiten abgeböscht.خندق عمیق حفر شد و کناره‌های آن شیب‌دار گردید.