böses Blut

Aussprache: /ˈbøːzəs ˈbluːt/
Worttrennung: bö·ses ·Blut
اصطلاح

کینه، دشمنی، خصومت شدید، دلخوری عمیق

Bedeutungen

1

به وجود آمدن یا وجود داشتن احساسات منفی شدید مانند نفرت، دشمنی، کینه یا خصومت بین افراد یا گروه‌ها. این اصطلاح معمولاً به دنبال یک درگیری یا اتفاق ناخوشایند ایجاد می‌شود.

  • Nach dem Streit zwischen den Nachbarn ist böses Blut entstanden.پس از درگیری بین همسایگان، کینه ایجاد شد.
  • Es gibt schon lange böses Blut zwischen den beiden Familien wegen des Erbes.مدت‌هاست که به خاطر ارث، دشمنی شدیدی بین دو خانواده وجود دارد.
  • Versuche, das böse Blut zwischen ihnen zu schlichten, bevor es zu spät ist.سعی کن خصومت بین آن‌ها را قبل از اینکه دیر شود، رفع کنی.