böses Blut
کینه، دشمنی، خصومت شدید، دلخوری عمیق
Bedeutungen
1
به وجود آمدن یا وجود داشتن احساسات منفی شدید مانند نفرت، دشمنی، کینه یا خصومت بین افراد یا گروهها. این اصطلاح معمولاً به دنبال یک درگیری یا اتفاق ناخوشایند ایجاد میشود.
- Nach dem Streit zwischen den Nachbarn ist böses Blut entstanden.پس از درگیری بین همسایگان، کینه ایجاد شد.
- Es gibt schon lange böses Blut zwischen den beiden Familien wegen des Erbes.مدتهاست که به خاطر ارث، دشمنی شدیدی بین دو خانواده وجود دارد.
- Versuche, das böse Blut zwischen ihnen zu schlichten, bevor es zu spät ist.سعی کن خصومت بین آنها را قبل از اینکه دیر شود، رفع کنی.