bösgläubig

Aussprache: /ˈbøːsˌɡlɔɪ̯bɪç/
Worttrennung: bös·gläu·big
صفت

با نیت بد، بدخواهانه، با سوء نیت

Bedeutungen

1

کسی که اعمال یا نیات دیگران را با سوء ظن و بدخواهی تفسیر می‌کند؛ تمایل به دیدن جنبه‌های منفی یا نادرست در رفتار دیگران.

  • Er ist immer bösgläubig, wenn es um die Motive seiner Kollegen geht.او همیشه در مورد انگیزه‌های همکارانش بدبین است.
  • Man sollte nicht bösgläubig an die Sache herangehen, sondern offen sein.نباید با سوء نیت به قضیه نگاه کرد، بلکه باید گشوده بود.
  • Ihre bösgläubige Bemerkung verletzte ihn tief.اظهار نظر بدخواهانه او عمیقاً او را آزار داد.