abbücken
خم شدن، دولا شدن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) (sich abbücken)
خود را به سمت پایین خم کردن، دولا شدن. معمولاً برای برداشتن چیزی از زمین یا عبور از زیر مانع.
- Er bückte sich, um den heruntergefallenen Stift aufzuheben.او برای برداشتن خودکار افتاده خم شد.
- Die Kinder mussten sich unter dem Tisch abbücken, um hindurchzukriechen.بچهها مجبور بودند برای خزیدن از زیر میز، خود را خم کنند.