bühnensprachlich

Aussprache: /ˈbyːnənˌʃpraːxlɪç/
Worttrennung: büh·nen·sprach·lich
صفت

مربوط به زبان صحنه، به سبک زبان صحنه

Bedeutungen

1

مربوط به زبان یا سبکی که در تئاتر، نمایش‌ها یا اجراهای صحنه‌ای استفاده می‌شود؛ اغلب به معنای زبانی اغراق‌آمیز، نمایشی یا غیرطبیعی.

  • Der Schauspieler verwendete eine sehr bühnensprachliche Ausdrucksweise.بازیگر از بیان بسیار صحنه‌گونه‌ای استفاده می‌کرد.
  • Ihre Gestik war stark bühnensprachlich geprägt.حرکات دست او به شدت تحت تأثیر زبان صحنه بود.
  • Der Monolog klang trotz seiner Länge nicht bühnensprachlich, sondern sehr natürlich.مونولوگ با وجود طولانی بودنش، صحنه‌گونه به نظر نمی‌رسید، بلکه بسیار طبیعی بود.