bürokratieverliebt

Aussprache: /byʁokraˈtiːɐ̯ˌfɛɐ̯liːpt/
Worttrennung: bü·ro·kra·tie·ver·liebt
صفت

عاشق بوروکراسی

Bedeutungen

1

کسی که به شدت به قوانین، مقررات و رویه‌های اداری علاقه دارد و از آن‌ها لذت می‌برد؛ اغلب با بار معنایی منفی برای نشان دادن علاقه بیش از حد به کاغذبازی.

  • Der neue Chef ist leider sehr bürokratieverliebt.متأسفانه رئیس جدید خیلی عاشق بوروکراسی است.
  • Diese bürokratieverliebte Haltung verlangsamt alle Prozesse.این رویکرد عاشق بوروکراسی، تمام فرآیندها را کند می‌کند.
  • Er war kein bürokratieverliebter Mensch, sondern pragmatisch.او فردی عاشق بوروکراسی نبود، بلکه عمل‌گرا بود.