bürokratieverliebt
عاشق بوروکراسی
Bedeutungen
1
کسی که به شدت به قوانین، مقررات و رویههای اداری علاقه دارد و از آنها لذت میبرد؛ اغلب با بار معنایی منفی برای نشان دادن علاقه بیش از حد به کاغذبازی.
- Der neue Chef ist leider sehr bürokratieverliebt.متأسفانه رئیس جدید خیلی عاشق بوروکراسی است.
- Diese bürokratieverliebte Haltung verlangsamt alle Prozesse.این رویکرد عاشق بوروکراسی، تمام فرآیندها را کند میکند.
- Er war kein bürokratieverliebter Mensch, sondern pragmatisch.او فردی عاشق بوروکراسی نبود، بلکه عملگرا بود.