bürokratisch

Aussprache: /byʁoˈkraːtɪʃ/
Worttrennung: bü·ro·kra·tisch
صفت

بوروکراتیک، اداری، تشریفاتی

Bedeutungen

1

مربوط به بوروکراسی؛ شامل قوانین، مقررات و رویه‌های پیچیده و اغلب دست‌وپاگیر اداری.

  • Die Beantragung der Genehmigung war ein langwieriger, bürokratischer Prozess.درخواست مجوز یک فرآیند اداری طولانی و بوروکراتیک بود.
  • Viele Menschen empfinden das bürokratische System als frustrierend.بسیاری از مردم سیستم بوروکراتیک را آزاردهنده می‌دانند.
  • Wir müssen die bürokratischen Hürden überwinden.ما باید بر موانع اداری غلبه کنیم.