bürokratisch
بوروکراتیک، اداری، تشریفاتی
Bedeutungen
1
مربوط به بوروکراسی؛ شامل قوانین، مقررات و رویههای پیچیده و اغلب دستوپاگیر اداری.
- Die Beantragung der Genehmigung war ein langwieriger, bürokratischer Prozess.درخواست مجوز یک فرآیند اداری طولانی و بوروکراتیک بود.
- Viele Menschen empfinden das bürokratische System als frustrierend.بسیاری از مردم سیستم بوروکراتیک را آزاردهنده میدانند.
- Wir müssen die bürokratischen Hürden überwinden.ما باید بر موانع اداری غلبه کنیم.