bürsten
برس کشیدن، جاروب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
با برس چیزی را تمیز کردن یا مرتب کردن (مو، لباس، کفش).
- Sie bürstet sich die Haare.او موهایش را برس میکشد.
- Er bürstet seine Schuhe.او کفشهایش را برس میکشد.
2
Akkusativ
موهای حیوان را برس کشیدن.
- Ich bürste meinen Hund jeden Tag.من هر روز سگم را برس میکشم.
- Die Katze lässt sich nicht gerne bürsten.گربه دوست ندارد برس کشیده شود.