büschelweise
دستهای، دستهدسته، دستههایی
Bedeutungen
1
به صورت دستههای کوچک و فشرده، یا به تعداد زیاد و دستهدسته.
- Die Blumen wuchsen büschelweise am Wegesrand.گلها دستهدسته کنار جاده میروییدند.
- Er sammelte Pilze büschelweise.او قارچها را دستهای جمع میکرد.
- Die Haare fielen ihm büschelweise aus.موهایش دستهدسته میریخت.