büssen

Aussprache: /ˈbʏsn̩/
Wortzerlegung: büs·sen
Wort

تاوان دادن، جبران کردن، جریمه شدن

Bedeutungen

1 für etwas (Akkusativ) büssen

تحمل عواقب منفی یا مجازات برای اشتباهات، گناهان یا اعمال نادرست؛ پرداخت تاوان.

  • Er musste für seine Arroganz auf schmerzliche Weise büssen.او مجبور شد بهای سنگینی برای غرورش بپردازد.
  • Die ganze Nation büßte für die Fehler der politischen Führung.کل ملت تاوان اشتباهات رهبری سیاسی را پس داد.