büssen
تاوان دادن، جبران کردن، جریمه شدن
Bedeutungen
1
für etwas (Akkusativ) büssen
تحمل عواقب منفی یا مجازات برای اشتباهات، گناهان یا اعمال نادرست؛ پرداخت تاوان.
- Er musste für seine Arroganz auf schmerzliche Weise büssen.او مجبور شد بهای سنگینی برای غرورش بپردازد.
- Die ganze Nation büßte für die Fehler der politischen Führung.کل ملت تاوان اشتباهات رهبری سیاسی را پس داد.