ausbüxen
فرار کردن، دررفتن، جیم شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
فرار کردن، در رفتن، جیم شدن (اغلب برای کودکان، زندانیان یا حیوانات، محاوره).
- Der kleine Junge ist aus dem Kindergarten ausgebüxt.پسر بچه کوچک از مهد کودک فرار کرده بود.
- Der Hund ist gestern aus dem Garten ausgebüxt.سگ دیروز از باغچه فرار کرده بود.