فعل
وراجی کردن، پرت و پلا گفتن، منمن کردن (کودکانه)
معانی و تعاریف babbeln:
- (عام) وراجی کردن، پچپچ کردن، حرف زدن (به خصوص بیهوده یا نامفهوم)
جملات نمونه برای babbeln:
Hansi ''babbelte'' unentwegt vor sich hin.
هانسی بیوقفه برای خودش وراجی میکرد.
Der Kerl ''babbelt'' die ganze Zeit und lässt keinen anderen zu Wort kommen.
این یارو تمام مدت وراجی میکند و به هیچکس اجازه حرف زدن نمیدهد.
Die Kinder babbelten fröhlich durcheinander.
بچهها شادمانه با هم وراجی میکردند.