zusammenbacken
به هم چسبیدن، سفت شدن، پختن با هم
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas zusammenbacken)
پختن چند چیز با هم در یک نوبت یا در یک ظرف.
- Wir backen die Kekse heute zusammen.ما امروز کلوچهها را با هم میپزیم.
- Die Bäcker backten die Brote in einem großen Ofen zusammen.نانواها نانها را در یک تنور بزرگ با هم پختند.
2
ist zusammengebacken
به هم چسبیدن یا گلوله شدن (معمولاً مواد خشک در اثر رطوبت یا حرارت).
- Das Mehl ist feucht geworden und zusammengebacken.آرد مرطوب شده و به هم چسبیده است.
- Die Zuckerkristalle sind zu einem Klumpen zusammengebacken.کریستالهای شکر به هم چسبیده و یک توده شدهاند.